ابراهیم حاتمی یکی از شاخص ترین فیلمسازان سینمای ایران است که کار خود را با ساختن فیلم هایی در ژانر دفاع مقدس آغاز کرد و در مدتی کوتاه به درخشان ترین و ماندگارترین چهره این ژانر تبدیل شد وقتی در سال 1383 اولین کار تلویزیونی او با نام خاک سرخ به نمایش در آمد، کمتر کسی تصور می کرد که تلویزیون و عرصه سریال سازی آوردگاه تازه وی برای مواجهه با مضامینی تازه خواهد بود. حاصل این تجارب تازه-از نظر گونه و مضمون- سریال حلقه سبز است که هم اکنون روزهای شنبه در حال پخش است. مجموعه ای که هیچ سنخیتی با جنگ و عرصه های آشنای حاتمی کیا ندارد و با نقدهای مثبت و منفی فراوانی رویرو شده است.
حلقه سبز
نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا. تهیه کننده: محمد پیر هادی. طراح صحنه و لباس: داریوش پیرو. تدوین: مهدی حسینی وند. طراح گریم: محمد رضا قومی. منشی صحنه: مینا زر پور. دستیار کارگردان: حجت ذیجودی. مدیر تدارکات: محمد زارع. مدیر فیلمبرداری: سیروس عبدلی. موسیقی: کارن همایونفر. مدیر تولید : ابراهیم اصغری. مجری طرح: حک فیلم. صدا بردار: مهرداد جلو خانی. تیتراژ: مهدی حسینی وند. بازی گردان: محمد حاتمی، شکرخدا گودرزی. محصول : شبکه سوم سیما.
بازیگران: حمید فرخ نژاد، سیما تیرانداز، محمد حاتمی، نسیم ادبی، حمیرا ریاضی، آتش تقی پور، محمد علی ساربان، شکرخدا گودرزی، سیروان اسد نژاد، مارال فرجاد، قدرت ا... دلاوری، داود رجبی.
رویکرد تازه
ابراهیم حاتمی یکی از شاخص ترین فیلمسازان سینمای ایران است که کار خود را با ساختن فیلم هایی در ژانر دفاع مقدس آغاز کرد. در مدتی کوتاه به درخشان ترین و ماندگارترین چهره این ژانر تبدیل شد، اما تمرکزش بر فیلم های جنگی و تجربه ناموفق ساخت وصل نیکان در فضاهای شهری سبب شد تا ناقدانش او را فاقد قدرت ساخت فیلم هایی در خارج از این گونه قلمداد کنند. گویا تقدیر چنین بود که سال ها بعد با نامساعد ساختن فضا برای حاتمی کیا، ناخواسته او را به سمت فیلم های شهری/اجتماعی با پس زمینه جنگ سوق دهند. وقتی در سال 1383 اولین کار تلویزیونی او با نام خاک سرخ به نمایش در آمد، کمتر کسی تصور می کرد که تلویزیون و عرصه سریال سازی آوردگاه تازه وی برای مواجهه با مضامینی تازه خواهد بود. حاصل این تجارب تازه-از نظر گونه و مضمون- سریال حلقه سبز است که هم اکنون روزهای شنبه در حال پخش است. مجموعه ای که هیچ سنخیتی با جنگ و عرصه های آشنای حاتمی کیا ندارد و با نقدهای مثبت و منفی فراوانی رویرو شده است.
دو سال قبل، پس از پخش سریال "او یک فرشته بود" درماه رمضان از شبکه دوم سیما و استقبال فراوان مخاطبان موج جدیدی در میان مجموعه سازان برای پرداختن به موضوعات ماوراء طبیعی و فرا زمینی شکل گرفت. ژانری که کمتر و شاید اصلاً در سینما و تلویزیون ایران به آن پرداخته نشده بود. حاتمی کیا نیز پس از تجربه موفق ساخت مجموعه خاک سرخ و چندین سال دوری از تلویزیون، با "حلقه سبز" که در این ژانر قرار می گیرد، به تلویزیون بازگشته است. سریالی تازه با موضوعی بکر و نو که دارای جنبه های انسانی بیشماری است.
روح حسن "حمید فرخ نژاد" - بیماری که دچار مرگ مغزی شده- از جسم او جدا و در بیمارستان سرگردان می شود از میان اهالی بیمارستان تنها کسی که روح حسن را مشاهده می کند دکتر جمشیدی "سیما تیرانداز" است. حسن از او درخواست کمک می کند تا قلب او را به بیمار دیگری پیوند نزنند. زیرا هنوز زنده است و امید به بازگشت به زندگی را دارد. در خلال این موقعیت، رویدادهای بیشماری برای حسن و دکتر جمشیدی به وجود می آید که فوت بیمار پیوندی در انتظار قلب – مشکوک شدن همکاران دکتر به او و رفتارهایش – ورود غلام "محمد حاتمی " برادر حسن به بیمارستان و... از جمله این رویدادها است...
طرح و گسترش داستان به خوبی وبا مهارت کامل انجام گرفته است. شخصیت ها به خوبی پرداخت شده اند و همگی از انگیزه ها و رفتارهای موجه و منطقی ای-با توجه به ضعیتی که درآن قرارگرفته اند- برخوردارند. یکی از نقاط قوت فیلمنامه دیالوگ نویسی آن می باشد که علاوه بر پیشبرد حوادث و رویدادها بازگوکننده منویات درونی و ساختمان روانی شخصیت هاست، که این دو عامل از مهم ترین ویژگی های یک دیالوگ نویسی اصولی هستند که حاتمی کیا به خوبی از عهده این بخش برآمده است. اتفاق جالب و قابل توجه دیگری که در این مجموعه روی داده استفاده حاتمی کیا از بازیگران تئاتری و نه چندان نامی بوده، خیلی ها در ابتدا با شنیدن چنین موضوعی به او خرده گرفتند اما حال که سریال درحال پخش است همگان براین باورند که اکثر قریب به اتفاق بازیگران به خوبی از عهده نقش های محوله برآمده اند. مخصوصا حمید فرخ نژاد و سیما تیرانداز که دو نقش محوری داستان را بازی می کنند.
در بخش کارگردانی ما با همان حاتمی کیای همیشگی و نوع خاص دکوپاژش مواجه هستیم. حاتمی کیا در قاب بندی آثارش شیوه ای دارد که تنها مختص اوست. او بیشتر از آنکه درگیر عنصر تکنیکی قاب بندی شود بیشتر به فضا و حس و حال صحنه ها توجه دارد و زاویه دوربین و محل استقرار دوربین خود را بر این اساس تعیین می کند. تجربه کارگردانی "آژانس شیشه ای" که کاملاً دریک فضای بسته و با تعداد بازیگران زیاد صورت گرفت، در اینجا به کمک حاتمی کیا می آید و به او توانایی مواجهه با محدودیت های لوکیشن های بسته را می دهد. با اینکه بسیاری از حوادث در اتاقی که حسن در آن بستری است، می گذرد اما کمترین احساس خستگی در تماشاگر به وجود نمی آید. چون حاتمی کیا هر بار با دکوپاژی تازه آن را به نمایش می گذارد.
تنها ایرادی که می توان به بخش کارگردانی گرفت ضربه ای است که ناحیه متن به آن وارد می شود. بعضی از قسمت های زائد هستند و باعث لطمه زدن به ریتم می شوند و طبیعتاً مخاطب در جریان ارتباط گیری با آن دچار گسست می شود. در مجموع "حلقه سبز" رویکرد جدیدی در کارنامه حاتمی کیا را به نمایش می گذارد که می تواند تبعات مثبت بیشماری برای او به بار بیاورد و برخلاف برخی از کژاندیشان که تنها او را متعلق به سینمای جنگ می دانند- و هم آنان در راه ساخت فیلم های جنگی توسط او سنگ اندازی می کنند- عرصه ای است تا توانایی های این کارگردان خوش ذوق و خلاق در ژانرهای دیگر؛خصوصا ژانر اجتماعی متبلور شود.
|
حلقه سبز |
|
اطلاعات كلي |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تاريخ ها , زمان ها |
|
|
20:15 :ساعت پخش |
|
|
|
|
|
|
|
|
ساعت تکرار: 13:30 |
|
|
تعداد قسمتها: 13 |
|
|
مدت هر قسمت: 50 |
|
|
مدت زمان کل برنامه: 450 |
|
|
اطلاعات عوامل توليد |
|
|
|
|
|
ابراهيم حاتمي كيا |
:کارگردان | |
|
|
:نمونه فيلم |
|
|
|
|
|
:نمونه عکس |
|
|
|
|
| |
|
:شرح مختصر
اين سريال در واقع داستان سفري جالب به اعماق معنا ومفهوم واقعي حيات است . داستان اين سريال در مورد جواني است معلول كه دچار مرگ مغزي شده و پزشكان در صدد انتقال قلب او به يك گيرنده قلب بر مي آيند . روح حسن مخالف اين كار است زيرا مي داند در اين صورت بايد به عالم ديگري هجرت كند . يك دانشجو به نام مريم قادر به ديدن وارتباط با روح حسن است . او در قبال درخواست حسن براي انتخاب گيرنده قلبش به حسن كمك مي كند و
خلاصه قسمت سيزدهم (22/10/86): درحاليكه حسن و گلبهار در خانه كبلايي هستند ودر جريان جزئيات زندگي او قرار ميگيرند غلام وآقا سيد ميراب از سوي مسئولين بيمارستان مورد سوال و پرسش قرار ميگيرند كه اين امرموجب شك مسئولين بيمارستان به قتل حسن توسط غلام مي شود و...
خلاصه قسمت دوازدهم (17/10/86):
خلاصه قسمت يازدهم (8 /10/86): غلام پس از قبول مسئوليت مراجعه به بيمارستان و ارائه مدارك به آنها ، به كمك گلبهار و به اتفاق آقا سيد ميراب به كنار تخت حسن گلاب مي رود كه در اين هنگام
خلاصه قسمت دهم (1/10/86): با رها شدن غلام از دست سيروس او به گلخانه آمده و متوجه مي شود كه گلبهار و آقا سيد ميراب از ماجراي رابطه مالي پنهاني او و خانواده كوروش با خبرند و حسن نيز كه بيش از گذشته خود را تنها مي بيند به اتفاق گلبهار دست به چاره اي جديد مي زند
خلاصه قسمت نهم (24/9/86):مادر فاطمه كه قلب دخترش از اين پس در سينه كوروش مي تپد ، به ديدن خانواده او مي آيد و شاهد ادامه زندگي كوروش مي باشد از سوي ديگر ، غلام همچنان در ويلاي حجتي در چنگال آنان مي باشد كه تنها حسن مي تواند به او كمك كند و او نيز براي اين منظور به گلبهار متوسل مي شود و
خلاصه قسمت هشتم (17 /9/86 ): خانواده كوروش كه به دليل تعويق مجدد عمل كوروش با بحران روحي مواجه شده اند دست به ربودن غلام ميزنند تا بلكه از ارائه مدارك وي به مسئولين بيمارستان جلوگيري كنند كه اين امر باعث ميشود تا حسن ، گلبهار را مطلع كند واو نيز
خلاصه قسمت هفتم (10/9/86): غلام از مسئولين بيمارستان وقت مي خواهد تا استشهاديه محلي را به تاييد مسجد برساند كه البته براي اين منظور با مشكلات جدي مواجه خواهد شد. از سوي ديگر حسن نگران و مضطرب ، از گلبهار مي خواهد تا به كمك غلام بيايد و راه نجاتي براي او باشد ، اما خانواده كوروش با اقدام خود باعث مي شوند تا
خلاصه قسمت ششم (3/9/86): عليرغم تهيه و ارائه استشهاديه محلي از سوي غلام ، مسئولان بيمارستان پيوند ، مدرك محكم ديگري از وي طلب مي كنند كه اين ماجرا موجب بروز درگيري و به تبع آن ، تعويق عمل قلب خواهد شد . از سوي ديگر كوروش نيز حاضر به انجام عمل قلب نيست
خلاصه قسمت پنجم (26/8/86): تلاش برادر حسن جهت جلوگيري از عمل قلب وادعاي مسئولين بيمارستان براي تائيد صحت اين نسبت ، غلام را ناچار مي سازد تا با مراجعه به محل زندگي خود و حسن اقدام به تهيه استشهاديه محلي نمايد . اين در صورتي است كه گلبهار به دليل مشكلات پيش آمده ، قادر نيست به حسن كمك كند اما ...
خلاصه قسمت چهارم (19/8/86) : گلبهار همچنان در تائيد و يا رد روح حسن گلاب بسر مي برد . در اين اوضاع واحوال ، جدي شدن عمل كوروش ، باعث شده تا روح حسن گلاب با چالش جدي روبرو شود و به همين خاطر
خلاصه قسمت سوم (12/8/86): در اين قسمت ، گل بهار عليرغم بارها رويارويي با روح حسن گلاب همچنان سعي دارد اين واقعيت را انكار كند كه اين مسئله موجب بروز و اكنشهايي در محيط بيمارستان مي شود
خلاصه قسمت دوم (5/8/86): دراثر معضلاتي كه فرد ناشناس براي گلبهار فراهم آورده و چالشهايي كه براي او در محيط بيمارستان ايجاد شده ، گلبهار در موقعيتي دشوار قرار گرفته و به ناچار متوسل به مسئولين حفاظت وحراست بيمارستان مي گردد ودر ادامه تلاشهايش ، موفق مي شود از هويت فرد ناشناس كسب اطلاع كند كه اين موضوع باعث مي شود
خلاصه قسمت اول (28/7/86): مجروحي ضربه مغزي شده را به بيمارستان منتقل مي كنند و مسئولين بيمارستان و نيروي انتظامي بدنبال چگونگي سقوط وي و يافتن قاتل مي باشند |
Medium Blog
جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا
دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا